تبليغات X
مسیر معرفت

بازديد : 34 | تاريخ : 21 اسفند 1393 | زمان : 19:45 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)
امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 46 | تاريخ : 8 اسفند 1393 | زمان : 17:01 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)
امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 44 | تاريخ : 7 اسفند 1393 | زمان : 21:16 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)
امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 54 | تاريخ : 10 بهمن 1393 | زمان : 11:02 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)
­

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

­

اختصاص فاتحه به قرآن كریم

سوره‏ى حمد در هیچ یك از كتاب‏هاى آسمانى نازل نشده و عِدل، برابر و مثالى براى آن نه در صحف، نه در تورات، نه در زبور و صحیفه‏ هاى پیامبران بنى اسراییل، نه در انجیل و نه حتى در قرآن كریم وجود ندارد:

«عن أبی بن كعب أنّه قال: قرأت على رسول اللّه‏ صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله فاتحة الكتاب، فقال: والذی نفسی بیده ما أنزل اللّه‏ فی التوراة والإنجیل ولا فی الزبور ولا فی القرآن مثلها، هی أمّ القرآن، وهی السبع المثانی، وهی مقسومة بین اللّه‏ وبین عبده، ولعبده ما سأل»(1).

سوره‏ى حمد شكفته‏ ى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» و تنزیل و تفصیل آن است؛ همان‏طور كه جمع قرآن كریم است و اگر سوره‏ى حمد تنزیل یابد به قرآن كریم تبدیل مى ‏شود. تمامى قرآن كریم تفسیر و تبیین سوره‏ى حمد است و مى‏شود هر یك از آیات قرآن كریم را از این سوره استخراج كرد. قرآن كریم شناسنامه‏ى هستى است و سوره‏ى حمد نیز شناسنامه‏ى هستى و پدیده ‏هاى آن است. كسى كه سوره‏ى حمد را بشناسد علم اول و


1. بحار الأنوار، ج 89، ص 259.

­

­

آخر را یافته و شناسا مى‏ گردد به آن‏چه بوده، هست و مى ‏آید.

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 79 | تاريخ : 2 بهمن 1393 | زمان : 12:00 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)
­

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

­

حمد مثانى و زبان ریتمیك

مثانى بودن سوره‏ى حمد به آن ریتم و موسیقى موزونى مى‏ دهد كه نمى‏ شود آن را خرق كرد و شكست و ضلع و بُعدى دیگر به آن داد. ما از زبان ریتمیك قرآن كریم و نواى هماهنگ موسیقى آن در كتاب هفت جلدى «فقه ‏نوشت غنا و موسیقى» به اختصار و اشاره، سخنى دقیق گفته ‏ایم. زبان ریتمیك قرآن كریم چنان دقیق، سنجیده و هماهنگ است كه حتى نادیده گرفتن یك وقف به حركت یا وصل به سكون، هماهنگى آن را از بین مى‏ برد. ریتم نیاز به حفظ وحدت دارد و همان ریتم است كه وقف را در جایى ممنوع مى ‏كند. براى نمونه در سوره‏ى توحید باید پیوسته گفت: «لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ» نه آن كه به صورت شكسته گفت: «لَمْ یَلِدْ» «وَلَمْ یُولَدْ»«وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ». نادیده گرفتن ریتم در این سوره همانند آن است كه «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّه» این گونه ادا شود: «لاَ»«إِلَهَ»«إِلاَّ» «اللَّه»؛ چرا كه اداى آن به گونه‏ى شكسته سبب­­مى ‏شود قصد انشاى آن حاصل نشود. كسى مى ‏تواند در گفتن ذكر یا آیه قصد انشا داشته باشد كه ریتم‏ شناسى بداند. سه ضلعى ساختن سوره‏ى حمد، افزون بر آن‏كه با مثانى بودن آن و نیز نحوه‏ى آفرینش حق تعالى و نزول او سازگار نیست، با ریتم این سوره نیز هم‏خوانى ندارد. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» براى خود ریتمى كامل دارد. سوره‏ى حمد نیز داراى ریتمى نزولى است كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ. الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»است و ریتمى صعودى دارد كه «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ. اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ. صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ» است و هر دو ریتم نیز در جاى خود تمام است و دو ریتم سوره‏ى حمد بیان‏گر آیه‏ى شریفه‏ى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» است. كسى كه سوره‏ى فاتحه مى‏خواند چنان‏چه بخواهد ریتم آن را رعایت كند و معناى آن را ناقص نسازد باید نخست «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» را به قصد سوره‏ى حمد بیاورد و سپس «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ. الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» را بگوید و سپس «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»كه حركت در سر بالایى است را با تأنى بیاورد و نفسى تازه كند آن‏گاه «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ. صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ» را در ادامه‏ى آن بیاورد.

­

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 83 | تاريخ : 2 بهمن 1393 | زمان : 11:54 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

­

سوره‏ى حمد از سنگین ‏ترین سوره ‏هاست و چنان ثقلى دارد كه خواندن آن در نماز، جان را به لب مى ‏آورد. البته براى كسى كه آن را به اخبار نگوید و هم موضوع و هم محمول را «حق» قرار بدهد. به خاطر ثقل این سوره است كه نخست «الْحَمْد» و سپس «لِلَّه» آمده؛ چرا كه «الْحَمْد»سبك‏تر از «لِلَّه»است. سنگینى این ذكر چنان است كه مى‏ شود كسى كه توان قصد انشاى آن را دارد در حال حضور و در مقام قرب چنان‏چه آن را بیاورد، جان بسپارد و خوشا به سعادت چنین مقرّبى. براى­همین است كه حمد از ویژگى ‏هاى پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله است و خداوند در اعطاى این سوره به آن حضرت صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله منت مى ‏نهد؛ همان‏ گونه كه توان و شجاعت حضرت امیرمؤمنان علیه ‏السلام در برداشتن در خیبر و میدان پیكار نیست، بلكه در برداشتن بار تمام حمد است. حمدى كه تنها براى حق تعالى است.

­
امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 83 | تاريخ : 2 بهمن 1393 | زمان : 11:41 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

­

سوره‏ى حمد تنها امتنان و اعطاى الهى به پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله است. امتنانى فرد و یگانه و این بدان معناست كه سوره‏ى حمد نظیرى ندارد و از آن به هیچ پیامبر یا فرشته‏ اى داده نشده است مگر حضرت سلیمان علیه ‏السلام كه از آن تنها «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» را دارد. فرد بودن در این فراز به معناى «احدیت» است كه همان مقام ختمى است. دیگر انبیاى الهى علیهم‏السلام تمامى در مقام واحدیت هستند كه نزول مقام احدیت است. مقام ختمى و احدیت یكى است و فاتحة الكتاب نیز یكى است؛ پس نصیب رسول اللّه‏ صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله است و تنها به آن حضرت داده مى ‏شود و امتنان گفته شده به نبى اكرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله مطابق اصل است و امتنان است، نه اقتضا. البته در نگاهى كلى، هر خاصیتى كه براى چیزى است به امتنان حق تبارك و تعالى است و آب به امتنان حق است كه اقتضاى سیلان و جریان دارد و آتش به امتنان حق است كه اقتضاى گرمى و سوزاندن دارد، اما برخى از امتنان‏ها فرد و متناسب است كه با صاحب آن عِدل است و دیگرى را به آن نرسد.

­
امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 189 | تاريخ : 22 آبان 1393 | زمان : 11:02 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

نفس بعد از حصول استعداد و آمادگى و بعد از تلبس و تحقق به ذكر «الرَّحْمَن» و به اوصاف كمالى رحمت، این توان و قدرت را مى‏یابد كه
«الرَّحْمَن» بگوید و به دیگران ایصال خیر و نه نفع، و رفع شر و نه ضرر براى قرب به خداوند داشته باشد؛ زیرا رفع ضرر یا ایصال نفع گاه خیر نیست. كسى تحقق به رحمت دارد كه مجمع خیر گردد. كسى كه بتواند هم با حق و هم با خلق صدق داشته باشد. چنین كسى صاحب رحمت است. بر این اساس، رحمت؛ رساندن نفع و سود به دیگران و دفع هر گونه ضررى از آنان نیست؛ چرا كه خیر در نداشتن انفاق مالى بر كسى است كه آن را در گناه هزینه مى‏كند و یا قطع پاى كسى است كه عفونتى مسرى و بى‏علاج دارد.

البته اگر قصد قربت در میان نباشد، كافر نیز مى‏تواند ایصال خیر و دفع شر داشته باشد، ولى او چنین مى‏كند تا نزد خلق آبرومند یا نزد خود داراى عزت باشد و این به دست نمى‏آید جز با منت بر خلق در برابر بخشش و رحمتى كه داشته است؛ در حالى كه خداوند نمى‏خواهد كسى بر بندگان وى منت داشته باشد. كارى رحمت است كه منتى بر خدا و خلق او در عوض رحمت نداشت.

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 191 | تاريخ : 22 آبان 1393 | زمان : 13:37 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

شیوه‏ى انس با الرحمن

1. ابن ابى جمهور احسایى، عوالى اللئالى، ج 1، ص 404.
«الرَّحْمَن» حقیقتى است خارجى كه مى‏توان به آن مسانخت، ارتباط، تلبس، وصول و قرب داشت. راه وصول به آن داراى سه مرحله است:

الف) تصور و تصدیق آن؛ یعنى دریافت كه «الرَّحْمَن» افاضه‏ى وجود و اعطاى كمالات اولى دارد.

ب ) تلبس و تخلق عملى به افاضه و اعطا داشتن و بخشش به دیگران. كسى مى‏تواند به این اسم قرب پیدا نماید كه فقط اهل استفاده نباشد و به دیگران افاضه نماید.

ج) تحقق به آن؛ فرد در این مرحله مظهر اسم «الرَّحْمَن» مى‏شود و ظهور در رحمانیت پیدا مى‏كند؛ به این معنا كه هم به خود و هم به دیگران رحمانیت دارد. در این مرتبه است كه فرد مى‏تواند آن را بخواند و از آثار این اسم بهره برد.

رحمان بودن به خود؛ یعنى در قواى ادراكى و عملى خویش افاضه‏ى رحمت داشتن و رحمت را به آن رساندن؛ به این صورت كه جهل را از قوه‏ى ادراك خود دور نماید و به معرفت و یقین رسد و در مرتبه‏ى عمل نیز در ترحم بر نفس خود از عدل و مرتبه‏ى استوا و صراط مستقیم دور نگردد و به افراط و تفریط دچار نشود و ادراكى سلیم و عملى سالم داشته باشد. كسى كه به خود ترحم نداشته باشد نمى‏تواند به دیگران رحم و شفقت آورد؛ زیرا فاقد شى‏ء معطى آن نمى‏گردد.

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 214 | تاريخ : 21 مرداد 1393 | زمان : 10:42 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

چشمه ‏ى « 58 » رسم بندگى

انسان رسم بندگى را بداند، خداوند رسم بنده ‏پرورى را خوب مى‏داند.

چشمه‏ ى « 59 » كعبه و حس ‏گرايى انسان

انسان با حواس خود بزرگ شده است و كم‏تر مى‏شود امور مجرد و ماوراى ماده را درك كند. فطرت خداخواهى، عبادت و پرستش نيز موجب مى‏شود وى همواره در پى خداوند باشد و او اگر خداى حقيقى را نيابد، براى خود بتى مى‏سازد و به پرستش او مى‏پردازد. حتى بيش‏تر آنان كه به هدايت انبياى الهى عليهم‏السلام به خداى حقيقى رهنمون شده‏ اند، باز دل آرامى ندارند و خدايى را مى‏خواهند كه قابل لمس و حس باشد. اين‏جاست كه خداوند عالميان براى اين كه در عبادت بندگان تشتت پيش نيايد و همه به يك سو باشند و مبادا كسى دست به دامان گوساله‏ى سامرى شود، خانه‏ى كعبه را بنا مى‏نهد و فرمان مى‏دهد گرد آن طواف نمايند، به سمت آن نماز گزارند.

افزون بر اين، طواف چنين خانه‏اى موجب ريزش آدم و تواضع او در مقابل حق مى‏گردد؛ چرا كه او فرمان به چرخيدن دل دور گِل مى‏دهد و انسان مى‏گويد چشم و فرمان او را بى‏كم و كاست اطاعت مى‏كند و هم‏چون ابليس نيست كه از سجده در برابر حضرت آدم سر باز زند و تكبر ورزد و خود را كه از آتش است از آدم كه گِل است برتر ببيند.

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 218 | تاريخ : 9 آبان 1392 | زمان : 10:51 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چشمه‏ى « 8 » اسماى ثانوى حق تعالى

در قرآن كريم، برخى از آيات وجود دارد كه از آن، جبر برداشت مى‏شود؛ مانند دو آيه‏ى: «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ»(2) و «وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً»(3).

2. البقرة/ 7.

3. جاثيه / 23.

وقتى خداوند بر دل كسى مهر مى‏نهد، ديگر نمى‏توان آن دل را گشود. وقتى خداوند كسى را گمراه كند، ديگر نمى‏توان او را به هدايت رساند، در اين صورت، جبر است كه بر چنين افرادى حاكم است. 

خداوند متعال جبار به معناى زورگو نيست چرا كه جبر ظلم است و خداوند ظالم نيست و كوچك‏ترين ظلمى در حق ديگران از ناحيه‏ى خداوند او را ظلّام مى‏سازد، حال آن كه خداوند مى‏فرمايد: «وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ»(1).

بايد توجه داشت خداوند متعال دو گونه اسما و در نتيجه دو گونه فعل دارد: اسماى جمالى و دو ديگر اسماى جلالى. اسماى جمالى اسمايى است كه خداوند از لطف خويش و بدون توجه به عملكرد بنده آن را مبذول مى‏دارد و كارى كه با آن انجام مى‏شود به پيشينه توجه ندارد. براى نمونه، خداوند رازق است و به همه بدون توجه به عمل آنان و بدون لحاظ كفر و ايمان، به آنان روزى مى‏رساند. چنين اسمايى ذاتى و اولى است. البته اوصاف الهى خواه از اين قسم باشد يا از اسماى ثانوى همه ذاتى است و حضرت پروردگار صفت زايد و عارضى ندارد. از اين رو خداوند خالق است قبل از هر مخلوق، و رازق است قبل از هر مرزوق. 

در مرتبه‏ى ديگر، اسمايى وجود دارد كه جلالى است و عملكرد بنده در بروز و ظهور آن اسما نقش دارد. براى نمونه، خداوند گمراه مى‏كند، ختم دل مى‏نمايد و بر آن مهر مى‏زند، عذاب مى‏كند و... . اين كارها برآمده از اسماى جلالى است و چون بنده خلاف و گناهى كرده است، اين اسما ظهور يافته‏اند. همانند پدرى كه هميشه مهربان است ولى در برابر آزار كودك، عصبانى مى‏شود.

1. آل عمران/ 182.

لازم به ذكر است اسماى ثانوى همانند اسماى اولى عرضى نيست و ذاتى است و چيزى بر خداوند عارض نمى‏شود اما خداوند ختم دل‏ها، گمراه كنندگى و يا حتى در موردى قتل را به خود نسبت مى‏دهد؛ چرا كه چيزى از قدرت خداوند متعال خارج نيست و هرچه كه بر سر بنده مى‏آيد به خاطر عملكرد خود اوست و ختم خدا بر دل وى حكم تنفيذ را دارد و مهر نهايى است كه بر دل او وارد مى‏شود. همانند انتخابات رياست جمهورى كه مردم انتخاب مى‏كنند و رهبر آن را تنفيذ مى‏كند.

براى توضيح اين معنا مى‏توان گفت خداوند با تدبير بنده است كه تقدير مى‏كند، از اين رو بنده نبايد از هيچ تلاش و كوششى دريغ ورزد و بايد به جدّ كار نمايد و البته به هرچه كه تقدير وى بود راضى باشد؛ هرچند هيچ تقديرى بدون حكمت نيست و نظام مشاعى عالم است كه آن را رقم مى‏زند. حكايت تقدير رب و تدبير عبد به بزازى مى‏ماند كه پارچه‏ها را متر مى‏كند ولى خداوند خود هرجا مقدر بداند قيچى مى‏زند. پس بايد متر كرد و در هر جا بريده شد شكر گذاشت. خداوند متعال هيچ گاه بدبختى و بدى را براى كسى نمى‏خواهد اما وقتى بنده بدى را براى خويش پسنديد، خداوند با اسماى جلالى خويش همان را براى وى پيش مى‏آورد.

بايد توجه داشت براى ايجاد بلا در سلوك، نبايد از اسماى جلالى استفاده كرد؛ زيرا سالك بايد در سلوك خود نه در پى عافيت و استراحت باشد و نه در پى بلا و مصيبت، بلكه او بايد در برابر آن‏چه خداوند براى او پيش مى‏آورد راضى باشد و همان را بخواهد. او همواره به دنبال اين است كه به وظيفه عمل كند و بدهكار نشود؛ هرچند هر كارى كند باز به پروردگار خويش بدهكارتر مى‏گردد.


امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
بازديد : 197 | تاريخ : 3 آبان 1392 | زمان : 3:16 | نويسنده : ریحانه | نظرات (0)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چشمه‏ى « 5 » علم حق تعالى

خداوند بر همه چيز آگاه است. حق تعالى از هر چيزى و از هر ذره‏اى بر تمامى ذرات آگاهى دارد. علم حضرت پروردگار را مى‏توان به اتاق آيينه‏اى زليخا تشبيه نمود كه از هر آينه و سوى آن، هر جاى اين اتاق ديدهمى‏شود. در واقع، هستى علم خداوند است.

در مقام احديت، علم به مخلوقات به توسط اعيان ثابته نيست چرا كه اعيان ثابته مثار كثرت است، بلكه علم خداوند به ذات خويش با علم او به فعلش برابر مى‏باشد.

برخى علم خداوند متعال را اجمالى، برخى تفصيلى، گروهى انفصالى و بعضى اتصالى و عده‏اى نيز تابعى پنداشته‏اند. بسيارى از اين گروه‏ها علم خداوند را با الفاظ كثرتى آورده‏اند و خداوند را ناخواسته همانند يك قوطى پنداشته‏اند كه پديده‏هاى هستى هم‏چون سنگ‏ريزه‏هاى درون آن است. پديده‏هاى هستى نه ملاصق حق هستند، نه با او اتحاد دارند و نه داخل در اويند بلكه هر آن‏چه بالاست وقتى ظهور پيدا مى‏كند خلق يا علم مى‏شود. بنابراين هستى علم پروردگار است. به تعبير ديگر، هرچه هست حق است. تعيّن او اسما و صفات است و تعيّن تعيّن او فعل. همه‏ى هستى، علم پروردگار است اگر بدون تعيّن ديده شود و در مرتبه‏ى خلقى همراه با تعيّن است. اگر به «الله» تعيّن داده شود، بت‏پرستى است ولى اگر سنگ بدون تعيّن لحاظ شود، حق‏پرستى است. خداوند هر جا كه هست ظهور دارد حتى در لاتعيّن كه ظهور لاتعيّن در آن دارد.

بايد توجه داشت تحقق اسما و اوصاف الهى به نمودارى هيچ پديده‏اى وابسته نيست و او بى‏نياز مطلق است: «فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»(1). خداوند حقيقتى است جامع همه‏ى اسما و صفات كه ظهور مى‏يابد و همانند نقاشى است كه اگر نقش نيز نزند باز نقاش است.


1. آل عمران / 97.

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : قرآن وتفسیر قران,,
برچسب ها :
,
صفحات


درباره ی ما

دراین وبلاگ سعی شده است اندیشه های یکی ازنوادر روزگار یعنی آیت الله نکونام ارائه گردد. آن‏چه در اين نوشته ‏ها مورد اهميت نگارنده بوده، بازسازى مبانى علمى و دينى و پيرايه ‏زدايى كتاب‏هاى اسلامى است كه موجبات ركود و خمودى جامعه‏ى اسلامى را همراه داشته است. هم‏چنين تقويت عوامل جهل‏ زدايى و رفع نواقص و موانع فقهى، فرهنگى، عقلى، فلسفى، عرفانى و اخلاقى در تمامى جهات فردى و اجتماعى كه سبب حيات علمى و دينى هرچه بيش‏تر جامعه‏ى مسلمين مى ‏گردد را امرى ضرورى دانسته‏ اند. بايد گفت اين آثار به نوآورى و گره‏ گشايى در قلمرو انديشه‏ى دينى و بازپيرايى ذخاير فكرى اسلامى در حوزه‏ى معرفت دينى اهتمام دارد و به تحقيق جامع و منسجم زير ساخت‏ه اى انديشه دينى مى ‏پردازد و آسيب‏هاى باور داشت‏هاى دينى را به چالش مى‏ كشاند و به ارايه‏ى راه گذار از بحران‏هاى پيش روى آن مى‏ پردازد و پيرايه ‏زدايى از آموزه‏ هاى دينى و زدودن انحرافات و پاسخ به شبهات را مهم‏ترين هدف خود مى ‏داند و همان‏گونه كه گذشت ،مى‏ توان توليد علم و نوآورى در حوزه‏ى دين پژوهى و پاسخ به نيازهاى جامعه‏ى جوان امروز را از مهم‏ترين ويژگى ‏هاى آن دانست.
پروفایل مدیر
آخرین نظرات
امید
امید میگه :
سلام خیلی زیبا بود ممنون
مسیر معرفت
مسیر معرفت میگه :
سلام خیلی جالب اسم وبلاگ منو شما یکی خوشبختم کاش می فرمودید اهل کجاهستید سری به ما نمیزنی ؟بیا تو مسیر آپم[گل]
تیم طوفان گناوه
تیم طوفان گناوه میگه :
سلام سایت خیلی خوبی داری ومطالب زیبایی هم نوشتی
اگه میشه وبلاگ من رو لینک کن من هم همین کارو میکنم اگه موافق بودی
خبر بده ممنون

میگه :
.
خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)
تبادل لینک
عنوان لينك
توضيحات :
آدرس لينك
كد امنيتي
امکانات جانبی
Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی